المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٧٤٠ - اصل در فاعل و مفعول
( و الاصل فى الفاعل ان يتّصلا) بفعله لانّه كالجزء منه (و الاصل فى المفعول ان ينفصلا) عن فعله لانّه فضلة نحو « ضرب زيد عمروا».
ترجمه و شرح:
مصنّف گويد:
ادباء حذف تاء را در مثل: نعم الفتاة نيكو و مستحسن شمردهاند.
شارح گويد:
يعنى در فعليكه به جنس مؤنّث حقيقى نسبت داده شده مانند: نعم الفتاة (خوب است آن دختر جوان) و بئس المرأة (بد است آن زن) ادباء حذف تاء را مستحسن و نيكو شمردهاند.
مصنّف گويد:
زيرا قصد جنس و اراده آن روشن و واضح است.
شارح گويد:
يعنى در اينگونه از مثالها از باب مبالغه و مدح يا ذمّ از فاعل جنس را اراده مىكنند و پرواضح است كه لفظ « جنس » مذكّر است از اينرو نيكو است كه فعل را بصيغه مذكّر بياورند.
و جايز است كه فعل را مؤنّث نيز بياورند يعنى « تاء » را حذف نكنند و جهت آن رعايت ظاهر لفظ مىباشد مثلا در دو مثال مذكور مىتوان گفت:
نعمت الفتاة و بئست المرأة.
اصل در فاعل و مفعول
مصنّف گويد:
اصل و قاعده اوّلى در فاعل اينستكه متّصل باشد.
شارح گويد:
يعنى به فعل متّصل باشد چه آنكه فاعل بمنزله جزء فعل مىباشد و پرواضح است كه جزء منفصل از كلّ نيست.